جدیدنا تا وارد بلاگفا میشم با استقبال فوق العاده ی Trojan ها رو به رو میشم! . . میخوام آرشیومو پاک کنم ! باید یه دستی به سرو روش بکشم. خیلی شلوغ شده بود! بدم میومد . . ۵شنبه قراره بریم مشهد وای که چقد دلم میخواست برم از طرف دانشگا با صمیمی ترین همدانشگاهیم جای همتون خالی . . دیروز فال گرفتیم یا شایدم بهتره بگم فاله منو گرفت! چون یه پسر کوچولو فال رو پرت کرد تو بغلم و رفت! منم دلم براش سوخت و خریدمش!!! حافظ طبق معمول کلی بهم حال داد! میدونم که اینو هشتصد بار تاحالا دیدی ولی من چون دوسش دارم نوشتمش تو بلاگم و همینطور برای اینکه آپی کرده باشم اين شعر توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره : وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم،سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم... و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب،قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاکستری ای... و تو به من میگی رنگین پوست؟ چرا تو ابن فیلمای ما تا بحث طلاق پیش میاد سریع خانم با حالت تهوع میپره تو دستشویی؟؟؟؟؟؟ من که خیلی بدم میاد از این چرت و پرتا!!!!!!! . . هرکی منو بشناسه میدونه عاشق بارووووووونم مخصوصا روز تولدم . . اتفاق جالبی پیش اومد! تو دانشگا منتظر دوستم بودم یه آقایی هی میرفت و میاومد! مشکوک میزد... دیدم ول کن نیست من از اونجا رفتم(هرچند باید منتظر دوستم میموندم) تو ایستگاه اتوبوس منتظر دوستم بودم (بابا خب ماشین ندارم من بدبخت!!!!) سرمو از کیفم آوردم بیرون ییهو دیدم آقاهه پیشم وایساده منو میگی مثل این برق گرفته ها پریدم ۳ متر اونور تر! تو اولین اتوبوس پریدم بالا و نشستم.( دیگه یادم رفت منتظر دوستم بودم!!!) جا نبود آقاهه بشینه روبه روی من وایساد! خلاصه رسیدیم مترو آقاهه هی معطل میکرد تا بقیه پیاده شن و من اصلا تلاشی برای رفتن بیرون نداشتم و منتظر بودم آقاهه پیاده شه... خلاصه اتوبوس داشت خالی میشد و ما هم پیاده شدیم! اینکه میگم ما یعنی من و اون فقط مونده بودیم دیگه! سریعا دویدم طرف درهای مترو دیدم لباس طوسی آقاهه از گوشه چشمم میدیدم که داره از کنار من میاد. من تند کردم .اونم تند کرد! من ییهو رامو کج کردم طرف آبخوری بعد سرمو بلند کردم دیدم نیست! خوشحال شدم و تا برگشتم دیدم ۲ قدم عقب تر از منه! و رفتم تا کارتمو بزنم و اونم اومد. کارتمو نزدم و فیلم بازی کردم که مثلا میخوام برگردم شارجش کنم دیدم نیست! گفتم ایول ...رفت دیگه! کارتمو شارج کردم و اومدم کارتمو زدم و رفتم طرف پله برقی دیدم اونجا وایساده! ترسیدم ازش. من میخواستم اذیتش کنم ولی انگار اون جدی گرفته بودو ول کن نبود! و سریع پریدم پایین و سوار اولین قطار شدم و اومدم خونه!!!!!!!!! چه آدمایی پپدا میشن! نتیجه اخلاقی: ۲-دختر خانم ها اینجور وقتا هیچیو به بازی نگیرید!! *** خدا رو شکر واگن مخصوص خانوما تو مترو وجود داره وگرنه من مرده بودم دیگه! سالهای پیش دختری به دنیا اومد دختری که به خاطر زایمان سخت مشکل داشت ومدت ها در بیمارستان بستری بود وقتی به اون روزا فکر میکنم دلم فقط برای مادرش میسوزه. خدا میدونه چی کشید... پس باید بگم دوست دارم مامان جوووووووووووووون خوشگلم حالا همه با هم بخونید: تولد تولد تولدم مبارک... مبارک مبارک تولدم مبارک.... بیا شمعارو فوت کن حالا نوبت کیکه... نسترن جوووووون ممنون.خجالتم دادی دختر ممنون از همه دوستام که شرمندم کردن. خداجوووونم ممنون بابت همه چیز لطفا فردا ببار! ![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
۱-آقا پسرها اگه حرفی دارید برید رک و پوست کنده بگید. ![]()
![]()

![]()


![]()
| Design By : Night Skin |

