تبليغاتX
زندگانی پاییزالسلطنه


زندگانی پاییزالسلطنه



وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو

 

 خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس

 

مي کني قوي ترين موجود جهاني...

نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته با شه

 

     وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي

 

   وقتي ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن..

 

   وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه ....

 

           وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ كني...

 

       وقتي احساس مي كني ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه

  

        وقتي احساس كني تنها ترين تنهاي دنيا هستي

 

            ووقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد

  

      چشمهايت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه كه صدات كنه

 

خدايا به دادم برس

 

نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود . موضوع درس درباره ی خدا بود . استادش پرسید : "آیا در کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد ؟ "کسی پاسخ نداد.استاد دوباره پرسید : " آیا کسی هست که خدا را لمس کرده باشد ؟ " دوباره کسی پاسخ نداد .استاد برای سومین بار پرسید :  " آیا در کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد ؟ " برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد . استاد با قاطعیت گفت : " با این وصف خدا وجود ندارد " . دانشجو به هیچ وجه با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند . استاد پذیرفت . دانشجو از جایش برخاست و از همکلاسی هایش پرسید :" آیا در کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد ؟ " همه سکوت کردند ." آیا در کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ " همچنان کسی چیزی نگفت ."آیا در کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد ؟ "وقتی برای سومین بار کسی پاسخ نداد ، دانشجو نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد
نوشته شده در سه شنبه 5 تیر1386ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم

بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :

که می خواهـيـم و نمی توانـيـم

که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !

بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد

نه به خاطر خودت ،

و نه به خاطر من !

که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش

بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم ...

نوشته شده در یکشنبه 3 تیر1386ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

عزيزم ! هر كسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نكن ! آخه رويا تو تنها كسي هستي كه مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه زهرا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فكر ناهيد ديوونه ات كرده ! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده كسي رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيكار كنم ؟ خودتو بكشي پسرا همينن

نوشته شده در یکشنبه 3 تیر1386ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند
نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

حرف و راز دلتو به کسی نگو!وقتی خودت نمیتونی اونا رو تو دلت نگه داری چطوری از دیگران انتظار داری که برات نگهش دارن
نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری

    چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده

     چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی

      چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری

    چقدر سخته گلت رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و آروم زیر لب بگی :

 گل من باغچه ی نو مبارک

نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |

 سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن پرمعني ترين كلمه " ما " است ... آن را به كار ببر عميق ترين كلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه "تنفر " است ... از بين ببرش. سركش ترين كلمه" تنفر" است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه " من " است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه " خشم" است... آن را فرو ببر ..... زندگي اجبار است... مرگ انتظار است... عشق1 بار است... جدايي دشوار است... ياد تو تکرار است...!!!

 

نوشته شده در جمعه 1 تیر1386ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط پاییزالسلطنه| |


Design By : Night Skin